دل از من برد و روی از من نهان کرد-همراه با معنی و تفسیر

دل از من برد و روی از من نهان کرد


حافظ-غزل شماره 137

 

دل از من برد و روی از من نهان کرد

خدا را با که این بازی توان کرد

شب تنهایی ام در قصد جان بود

خیالش لطف‌های بی‌کران کرد

چرا چون لاله خونین دل نباشم

که با ما نرگس او سرگران کرد

که را گویم که با این درد جانسوز

طبیبم قصد جانِ ناتوان کرد

بدان سان سوخت چون شمعم که بر من

صراحی گریه و بربط فغان کرد

صبا گر چاره داری وقت وقت است

که درد اشتیاقم قصد جان کرد

میان مهربانان کی توان گفت

که یار ما چنین گفت و چنان کرد

عدو با جان حافظ آن نکردی

که تیر چشم آن ابروکمان کرد

 


معنی بیت های نخستین

۱. دل از من برد و روی از من نهان کرد / خدا را با که این بازی توان کرد:
حافظ با حسرت می‌گوید: معشوق هم دل مرا ربود و هم رویش را از من پنهان کرد. سپس با تأسف می‌پرسد: به خدا، چه کسی می‌تواند با این بازی‌های عاشقانه کنار بیاید؟ این بیت، هم دل‌ربایی معشوق و هم رنج ناشی از غیبت او را نشان می‌دهد.

۲. شب تنهایی ام در قصد جان بود / خیالش لطف‌های بی‌کران کرد:
در شب‌های تنهایی که مرگ به کمینم نشسته بود، تنها یاد و خیال معشوق بود که با لطف‌های بی‌پایانش مرا زنده نگه داشت. این بیت، قدرت نجات‌بخش عشق را در تاریک‌ترین لحظات زندگی توصیف می‌کند.

۳. چرا چون لاله خونین دل نباشم / که با ما نرگس او سرگران کرد:
حافظ می‌پرسد: چگونه لاله‌ای خونین‌دل نباشم، وقتی که نرگس نگاه معشوق، مرا این‌گونه سرگشته و بی‌قرار کرده است؟ این بیت با تشبیهات زیبای “لاله خونین‌دل” و “نرگس سرگران”، حال عاشق را به تصویر می‌کشد.

۴. که را گویم که با این درد جانسوز / طبیبم قصد جانِ ناتوان کرد:
شاعر دردمندانه می‌پرسد: این درد جانسوز را به چه کسی بگویم، وقتی که همان پزشک (معشوق) که باید درمان کند، قصد جان ناتوان مرا کرده است؟ این بیت، پارادوکس عشق را نشان می‌دهد که هم درد است و هم درمان.

معنی بیت های پایانی

۵. بدان سان سوخت چون شمعم که بر من / صراحی گریه و بربط فغان کرد:
حافظ آن‌قدر در آتش عشق سوخته که حتی صراحی (ظرف شراب) برایش گریه کرده و بربط (ساز) از درد او ناله سر داده است. این بیت با شخصیت‌بخشی به اشیاء، عمق رنج عاشق را نشان می‌دهد.

۶. صبا گر چاره داری وقت وقت است / که درد اشتیاقم قصد جان کرد:
حافظ از نسیم صبحگاهی (صبا) کمک می‌خواهد و می‌گوید: اگر چاره‌ای داری، الآن زمان آن است، چون درد فراق و اشتیاق، قصد جانم کرده است. این بیت، اضطرار و درماندگی عاشق را به زیبایی بیان می‌کند.

۷. میان مهربانان کی توان گفت / که یار ما چنین گفت و چنان کرد:
شاعر با تأسف می‌پرسد: در میان دوستان مهربان، چگونه می‌توان شرح داد که یار ما چنین گفت و چنان کرد؟ این بیت، بیانگر تنهایی عاشق در درک عمق رنجش است.

۸. عدو با جان حافظ آن نکردی / که تیر چشم آن ابروکمان کرد:
حافظ خطاب به معشوق می‌گوید: حتی دشمن هم آن‌چه را که نگاه تیرانداز و ابروی کمان‌گونه‌ی تو با جانم کرد، نتوانست بکند. این بیت، هم ستایش معشوق است و هم شکایت از قدرت ویرانگر عشق.


تفسیر شعر

 


غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.

Picture of نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها