گفتگو صد رنگ ناکامی دماند از کامها

بیدل دهلوی- غزل شماره 266

گفتگو صد رنگ ناکامی دماند از کامها

وصل هم موهوم ماند از شبههٔ پیغامها

غیر دیر و کعبه هم صد جا تمنا می‌کند

زندگی یک جامه ‌وار و اینهمه احرامها

ریشهٔ نشو و نما از دانهٔ ما گل نکرد

ماند چون حرف خموشی در طلسم‌ کامها

قطرهٔ ما تا کجا سامان خود داری‌ کند

بحر هم از موج اینجا می‌شمارد گامها

گل ‌کند در وحشت دردسر فرماندهی

چون شرر از سنگ ریزد زین نگینها نامها

چون به آگاهی فتد کار، اهل دنیا ناقصند

ورنه در تدبیر غفلت پخته‌اند این خامها

از نشان هستی ما سکه نامی بیش نیست

صید ما حکم صدا دارد به ‌گوش دامها

لاله و گل بسکه لبریزند از صهبای رنگ

در شکستن هم صدایی سر نزد زین جامها

از تپش آواره‌ها بی ‌ریشهٔ جرأت مباش

در زمین ناتوانی گشته‌اند آرامها

بیدل از آیینهٔ زنگار فرسودم مپرس

داشتم صبحی‌ که شد غارت نصیب شامها

 

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها