طبعِ دانا الم دهر مکدّر نکند

بیدل دهلوی- غزل شماره 1403

 

طبعِ دانا الم دهر مکدّر نکند

گرد بر روی ‌گهر آن همه لنگر نکند

به خیالی نتوان غرّهٔ تحقیق شدن

گر همه حسن دمد آینه باور نکند

می‌دهد عاقبت‌ کارِ حسد سینه به زخم

بدرگی تا به ‌کجا تکیه به نشتر نکند

در خرابات‌، شیاطین نَسَبان بسیارند

دخترِ رز جلبی نیست ‌که شوهر نکند

بی‌زری ممتحن جوهر انسانی نیست

آدم آنست‌ که مال و حشمش خر نکند

شیشهٔ حرص به صهبای قناعت پرکن

کز تنگ‌حوصلگی ناله به ساغر نکند

مجلس‌آرای هوس با تو حسابی دارد

تا نسوزد دلت آرایش مجمر نکند

به نگاهی چو شرر قانع پیدایی باش

تا ترا در نظر خلق مکرّر نکند

شبنمِ گلشنِ ایجاد، خجالت دارد

صبحِ تصویر برآ تا نفست تر نکند

شوق دل حسرتِ‌ گلزارِ حضوری دارد

همچو طاووس چرا آینه دفتر نکند

خاک درگاه مذلّت ز چه اکسیر کم است

کیمیا گو مس بیقدر مرا زر نکند

عشوهٔ الفت دنیا نخرد بیدل ما

نقد دل باخته سودای محقّر نکند

 

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها