دور گردون تا دماغِ جامِ عیشم تازه‌ کرد

بیدل دهلوی- غزل شماره 1280

دور گردون تا دماغِ جامِ عیشم تازه‌ کرد

پیکرم چون ماه یکسر طعمهٔ خمیازه کرد

گو دو روزم نسخهٔ فطرت پریشا‌نی‌ کشد

چشم بستن خواهد اجزای هوس شیرازه‌ کرد

رونق شام و سحر پُر انفعال آماده است

چهرهٔ زنگی به خون زین بیش نتوان غازه ‌کرد

شهرت صبح از غبار رفته بر باد است و بس

سرمه‌گردیدن جهانی را بلند آوازه‌ کرد

کس سر مویی برون زین خانه نتوانست رفت

وقف هر دیوار اگر چون شانه صد دروازه‌ کرد

خاک‌ گردیدن یقینم شد عرق‌ کردم ز شرم

این تیمم نشئهٔ عبرت وضویم تازه‌ کرد

بیدل اینجا ذرّه تا خورشید لبریز غناست

ساغر ما را فضولی غافل از اندازه کرد

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها