دل مپرسید چرا سوخته یا می‌سوزد

بیدل دهلوی- غزل شماره 1272

 

دل مپرسید چرا سوخته یا می‌سوزد

هرچه شد بابِ وفا سوخته یا می‌سوزد

برق آن جلوه‌گر این است ‌که من می‌بینم

خانهٔ آینه‌ها سوخته یا می‌سوزد

سوز عشق و دل افسردۀ زاهد هیهات

از شرر سنگ‌ کجا سوخته یا می‌سوزد

اثر از نالهٔ اربابِ هوس بیزار است

برقِ تصویر که را سوخته یا می‌سوزد

غرّۀ صبر مباشید کزین لاله‌رخان

هرکه گردید جدا سوخته یا می‌سوزد

برق سودای تو در پردۀ اندیشهٔ ما

کس چه داند که چها سوخته یا می‌سوزد

رشحهٔ فیضِ قناعت بطلب ‌کاتشِ حرص

خرمنِ عمرِ ترا سوخته یا می‌سوزد

سازِ هستی ‌که حریفان نفسش می‌خوانند

تا شود گرمِ نوا سوخته یا می‌سوزد

ای شرر! ترک هوس ‌گیر که تا دم زده‌ای

نفس هرزه‌ درا سوخته یا می‌سوزد

کیست پرسد؟ ز نمکدانِ لب او بیدل

کز چه زخمِ دل ما سوخته یا می‌سوزد

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها