خاک شد رنگِ تنزّه، گُلِ آثار دمید

بیدل دهلوی- غزل شماره 1206

خاک شد رنگِ تنزّه، گُلِ آثار دمید

جوهر آینه واسوخت که زنگار دمید

دل تهی گشت ز خود کون و مکان دایره بست

نقطه تا صفر برآمد خط پرگار دمید

دیدهٔ بسته گشادِ درِ تحقیقی داشت

مژه برداشتم و صورت دیوار دمید

تخمِ دل اینقدر افسونِ امل بار آورد

سبحه‌ای ‌کاشته بودم همه زنّار دمید

چشم حیران چقدر چشمهٔ معنیْ اثر است

آب داد آینه چندان ‌که خط یار دمید

هر کجا ریخت وفا خون شهید تو به خاک

سبزه همچون رگِ یاقوت جگردار دمید

نفسِ سوخته مشقِ ادب از خط تو داشت

نالهٔ ما به قدِ سبزه ز کهسار دمید

وضع بی‌ساختهٔ سایه کبابم دارد

به تکلّف نتوان اینهمه هموار دمید

اثرِ فیض ز معدومیِ فرصت خجل است

صبح این باغ نفس در پسِ دیوار دمید

فرصتِ نازِ شرار، آینهٔ عبرت ماست

زین ادبگاه نبایست به یکبار دمید

باز اندیشهٔ انشای که داری بیدل

که خط از کلک تو چون ناله ز منقار دمید

 

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها