
در این بخش”باب هشتم در آداب صحبت”گلستان سعدی نوشته شده است.
برای خواندن ، روی آنها کلیک کنید .
شماره 4 : علم از بهر دین پروردن است نه از بهر دنیا خوردن .
شماره 5 : عالم ناپرهیزگار ، کور مشعله دار است .
شماره 7 : سه چیز پایدار نماند : مال بی تجارت و علم بی عمل و مُلک بی سیاست .
شماره 8 : رحم آوردن بر بدان ستم است بر نیکان، عفو کردن از ظالمان جور است بر درویشان .
شماره 12 : سخن میان دو دشمن چنان گوی که گر دوست گردند ، شرم زده نشوی
شماره 13 : هر که با دشمنان صلح می کند ، سر آزار دوستان دارد .
شماره 14 : چون در امضای کاری متردّد باشی ، آن طرف اختیار کن که بی آزارتر برآید .
شماره 15 : تا کار به زر بر میآید ، جان در خطر افکندن نشاید .
شماره 16 : بر عجز دشمن رحمت مکن که اگر قادر شود بر تو نبخشاید .
شماره 17 : هرکه بدی را بکشد ، خلق را از بلای او برهاند و او را از عذاب خدای عزّوجلّ .
شماره 20 : دو کس دشمن مُلک و دینند : پادشاه بی حلم و دانشمند بی علم .
شماره 22 : بدخوی در دست دشمنی گرفتار است که هر کجا رود از چنگ عقوبت او خلاص نیابد .
شماره 23 : چو بینی که در سپاه دشمن تفرقه افتاده است تو جمع باش ، وگر جمع شوند از پریشانی اندیشه کن .
شماره 26 : خبری که دانی که دلی بیازارد ، تو خاموش تا دیگری بیارد .
شماره 28 : هر که نصیحت خود رای می کند ، او خود به نصیحت گری محتاج است .
شماره 30 : متکلم را تا کسی عیب نگیرد ، سخنش صلاح نپذیرد .
شماره 31 : همه کس را عقل خود به کمال نماید و فرزند خود به جمال .
شماره 33 : هر که در حال توانایی نکویی نکند ، در وقت ناتوانی سختی بیند .
شماره 34 : هر چه زود برآید ، دیر نپاید .
شماره 35 : کارها به صبر برآید و مستعجل به سر درآید .
شماره 36 : نادان را به از خاموشی نیست وگر این مصلحت بدانستی ، نادان نبودی .
شماره 37 : هر که با داناتر از خود بحث کند تا بدانند که داناست ، بدانند که نادان است .
شماره 38 : هر که با بدان نشیند ، نیکی نبیند .
شماره 39 : مردمان را عیب نهانی پیدا مکن که مر ایشان را رسوا کنی و خود را بی اعتماد .
شماره 40 : هر که علم خواند و عمل نکرد ، بدان ماند که گاو راند و تخم نیفشاند .
شماره 41 : از تن بی دل طاعت نیاید و پوست بی مغز بضاعت را نشاید .
شماره 42 : نه هر که در مجادله چست، در معامله درست .
شماره 43 : اگر شب ها همه قدر بودی ، شب قدر بی قدر بودی .
شماره 44 : نه هر که به صورت نکوست ، سیرت زیبا دروست. کار ، اندرون دارد نه پوست .
شماره 45 : هر که با بزرگان ستیزد ، خون خود بریزد .
شماره 46 : پنجه بر شیر زدن و مشت با شمشیر کار خردمندان نیست .
شماره 47 : ضعیفی که با قوی دلاوری کند ، یار دشمن است در هلاک خویش .
شماره 50 : مشورت با زنان تباه است و سخاوت با مفسدان گناه .
شماره 51 : هر که را دشمن پیش است ، اگر نکشد دشمن خویش است .
شماره 57 : دوستی را که به عمری فرا چنگ آرند ، نشاید که یک دم بیازارند .
شماره 64 : شیطان با مخلصان بر نمیآید و سلطان با مفلسان .
شماره 67 : دو چیز محال عقل است : خوردن بیش از رزق مقسوم و مردن پیش از وقت معلوم .
شماره 68 : ای طالب روزی ، بنشین که بخوری و ای مطلوب اجل ، مرو که جان نبری .
شماره 69 : به نانهاده دست نرسد و نهاده هرکجا هست برسد .
شماره 70 : صیاد بی روزی ماهی در دجله نگیرد و ماهی بی اجل در خشک نمیرد .
شماره 72 : شدت نیکان روی در فرج دارد و دولت بدان سر در نشیب .
شماره 73 : حسود از نعمت حق بخیل است و بنده ی بی گناه را دشمن میدارد .
شماره 76 : یکی را گفتند عالم بی عمل به چه ماند؟ گفت به زنبور بی عسل .
شماره 77 : مرد بی مروت زن است و عابد با طمع رهزن .
شماره 82 : یکی از لوازم صحبت آن است که خانه بپردازی یا با خانه خدای درسازی .
شماره 85 : هر که در پیش سخن دیگران افتد تا مایه ی فضلش بدانند ، پایه ی جهلش معلوم کند .
شماره 89 : از نفس پرور ، هنروری نیاید و بی هنر سروری را نشاید .
شماره 91 : ارادت بی چون ، یکی را از تخت شاهی فرو آرد و دیگری را در شکم ماهی نکو دارد .
شماره 92 : گر تیغ قهر برکشد ، نبی و ولی سر درکشد وگر غمزه ی لطف بجنباند ، بدان به نیکان در رساند .
شماره 96 : گدای نیک انجام ، به از پادشای بد فرجام .
شماره 97 : زمین را از آسمان نثار است و آسمان را از زمین غبار. کلُّ اِناءٍ یَتَرشّحُ بِما فیه
شماره 98 : حق جل و علا میبیند و میپوشد و همسایه نمیبیند و میخروشد .
شماره 99 : زر از معدن ، به کان کندن به در آید وز دست بخیل به جان کندن .
شماره 100 : هر که بر زیردستان نبخشاید ، به جور زیردستان گرفتار آید .
شماره 102 : مقامر را سه شش می باید ولیکن سه یک می آید .
شماره 105 : نصیحت پادشاهان کردن کسی را مسلم بود که بیم سر ندارد یا امید زر .
شماره 107 : همه کس را دندان به ترشی کند شود مگر قاضیان را که به شیرینی .
شماره 108 : قحبه ی پیر از نابکاری چه کند که توبه نکند و شحنه ی معزول از مردم آزاری ؟
شماره 110 : دو کس مردند و حسرت بردند : یکی آنکه داشت و نخورد و دیگر آنکه دانست و نکرد .
پایان این بخش
