قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / حکایت و ضرب المثل / حکایت / ان شاء الله منم !

ان شاء الله منم !

روزی همسر ملانصرالدین از او پرسید : فردا چه می کنی ؟

گفت: اگر هوا آفتابی باشد به مزرعه می روم و اگر بارانی باشد به کوهستان می روم و علوفه جمع می کنم .

همسرش گفت: بگو ان شاءالله !

او گفت: ان شاءالله ندارد! فردا یا هوا آفتابی است یا بارانی !

از قضا فردا در میان راه ، راهزنان رسیدند و او را کتک زدند و اموالش را به یغما بردند .

ملانصرالدین نه به مزرعه رسید و نه به کوهستان و مجبور شد به خانه بازگردد .

پس از ورود به خانه ، همسرش گفت : این کیست که در این ساعت وارد خانه شده ؟

ملانصرالدین جواب داد: ان شاءالله منم !!!

 

انجام شدن یا نشدن هر کاری به اراده ی خداست ،  خدا را هیچگاه فراموش نکنیم !


واژگان کلیدی : حکایتی از ملانصرالدین،داستان کوتاه،کوتاهی از،درباره در مورد،انجام کار با یاد خدا،توکل به خداوند،مقاله متن نوشته فراموشی خدا،بی توجهی به الله.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code