قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / اشعار سنتی / اشعار امیر ارجینی

اشعار امیر ارجینی

شعر نخست :

 

داره بارون میاد کوچه بازم لبریز احساسه

هنوزم نم نم بارون صدای ما رو میشناسه

همین دیروز بود انگار تو با من تو همین کوچه

میگفتی زندگی وقتی تو با من نیستی پوچه

آهای بارون پاییزی کی گفته تو غم‌انگیزی

تو داری خاطراتم رو تو ذهن کوچه می‌ریزی

داره بارون میاد کوچه بازم لبریزه احساسه

هنوزم نم نم بارون صدای ما رو میشناسه

توی تقویم ما دو تا بهار از غصه میسوزه

واسه ما اول پاییز هنوزم عید نوروزه

آهای بارون پاییزی کی گفته تو غم‌انگیزی

تو داری خاطراتم رو تو ذهن کوچه می‌ریزی

 


شعر دوم :

 

رفیق من سنگ صبور غمهام

به دیدنم بیا که خیلی تنهام

هیچکی نمیفهمه چه حالی دارم

چه دنیای رو به زوالی دارم

مجنونمو دلزده از لیلیا

خیلی دلم گرفته از خیلیا

نمونده از جوونیام نشونی

پیر شدم پیر تو ای جوونی

تنهای بی سنگ صبور

خونه ی سرد و سوت و کور

توی شبات ستاره نیست

موندی و راه چاره نیست

اگرچه هیچکس نیومد

سری به تنهاییت نزد

اما تو کوه درد باش

طاقت بیار و مرد باش

تنهای بی سنگ صبور

خونه ی سرد و سوت و کور

توی شبات ستاره نیست

موندی و راه چاره نیست

اگر بیای همونجوری که بودی

کم میارن حسودا از حسودی

صدای سازم همه جا پر شده

هر کی شنیده از خودش بیخوده

اما خودم پر شدم از گلایه

هیچی ازم نمونده جز یه سایه

سایه ای که خالی از عشقو امید

همیشه محتاجه به نور خورشید

تنهای بی سنگ صبور

خونه ی سرد و سوت و کور

توی شبات ستاره نیست

موندی و راه چاره نیست

اگرچه هیچکس نیومد

سری به تنهاییت نزد

اما تو کوه درد باش

طاقت بیار و مرد باش

تنهای بی سنگ صبور

خونه ی سرد و سوت و کور

توی شبات ستاره نیست

موندی و راه چاره نیست

 


شعر سوم :

 

دنیا قراره تا به کی اینجور باشه

تا کی قراره حرف حرفه زور باشه

با این همه ظلم و ستم انگار دنیا

چیزی نداره تا به اون مغرور باشه

آه ای خدا چی میشه یک روزی دوباره

از خاک من دستای دشمن دور باشه

تلخ و غم انگیز که سهم کودک من

پیش چشام تاریکی های گور باشه

آه ای فلسطین شهر در ظلمت نشسته

می بینم اون شبهاتو که پر نور باشه

آی آدما با دستهای بی ریاتون

میخوام که چشم دشمنامون کور باشه

آه ای فلسطین شهر در ظلمت نشسته

می بینم اون شبهاتو که پر نور باشه

آی آدما با دستهای بی ریاتون

میخوام که چشم دشمنامون کور باشه

مرد فلسطینم چرا ساکت بشینم

می جنگم و میسازمت زیبا ترینم

 


شعر چهارم :

 

آهای تو که بخوابی عمیق و سرد رفتی

تو قلبا سبز موندی اگرچه زرد رفتی

کتار خاطراتم با تو همیشه خندست

طرحی که از تو دارم شبیه یک پرندست

شب و روز پیش منی، تو هنوز پیش منی

تو هنوز تو سفره ی دل درویش منی

هرجا که باشی خوبه روشن و بی غروبه

غمی نداره تا هی به قلب تو بکوبه

تو اوج هر بی کسی همیشه سبز و زنده

بدون دلواپسی پر بزن ای پرنده

شب و روز پیش منی، تو هنوز پیش منی

تو هنوز تو سفره ی دل درویش منی

 


شعر پنجم :

 

من از تو دل نمیبرم اگرچه از تو دلخورم

اگرچه گفته ای تو را به خاطرات بسپرم

هنوز هم خیال کن کنار تو نشسته ام

منی که در جوانی ام به خاطرت شکسته ام

تو در سراب آینه شبانه خنده میکنی

من شکست داده را خودت برنده میکنی

نیامدی و سالها نظر به جاده دوختم

بیا ببین که بی تو من چه عاشقانه سوختم

رفیق روزهای خوب رفیق خوب روزها

همیشه ماندگار من همیشه در هنوزها

صدا بزن مرا شبی به غربتی که ساختی

به لحظه ای که عشق را بدون من شناختی

 


شعر ششم :

 

به دل میگم یه روز میام اینم یه خود فریبیه

عاشقا تقسیم میکنن عشقو برای همدیگه

نصیب من از عشق تو همیشه بی نصیبیه

دستای گرمتو بیار تو دست یخ زدم بذار

که آتیش دستای تو چاره ی بی طبیبیه

خیلی رقیب دارم و باز وقتی به تو فکر میکنم

میبینم این روزا فقط درد تو بی رقیبیه

دستای من عمری نمک خورده ی دستای توئه

هر جوری نفرینت کنم آخر نانجیبیه

عاشقا تقسیم میکنن عشقو برای همدیگه

نصیب من از عشق تو همیشه بی نصیبیه


واژگان کلیدی : اشعار،نمونه شعر،شاعر،شعرهای،شعری از،یک شعر از،ترانه،ترانه های،متن،امير ارجيني،بهترین زیباترین گزیده گزینه گلچین عاشقانه.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code