تومان۱۰۰,۰۰۰

تومان۲۴۰,۰۰۰

تومان۳۰۰,۰۰۰

تومان۱۲۰,۰۰۰

یک ذره بی مایه متاع نفس اندوخت

اقبال لاهوری

پیام مشرق

شماره 183

کرمک شب تاب

یک ذره بی مایه متاع نفس اندوخت

شوق این قدرش سوخت که پروانگی آموخت

پهنای شب افروخت

وامانده شعاعی که گره خورد و شرر شد

از سوز حیات است که کارش همه زر شد

دارای نظر شد

پروانه ی بی تاب که هر سو تک و پو کرد

بر شمع چنان سوخت که خود را همه او کرد

ترک من و تو کرد

یا اخترکی ماه مبینی به کمینی

نزدیک تر آمد به تماشای زمینی

از چرخ برینی

یا ماه تنک ضو که به یک جلوه تمام است

ماهی که برد منت خورشید حرام است

آزاد مقام است

ای کرمک شب تاب سراپای تو نور است

پرواز تو یک سلسله ی غیب و حضور است

آیین ظهور است

در تیره شبان مشعل مرغان شب استی

آن سوز چه سوز است که در تاب و تب استی

گرم طلب استی

ماییم که مانند تو از خاک دمیدیم

دیدیم تپیدیم، ندیدیم تپیدیم

جایی نرسیدیم

گویم سخن پخته و پرورده و ته دار

از منزل گم گشته مگو پای به ره دار

این جلوه نگه دار

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها