قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / اشعار / اشعار نو / اشعار گیتی خوشدل

اشعار گیتی خوشدل

به این پست امتیاز بدهید

 

شعر نخست:

ریشه ات جهان را پر کرده بود

هر درخت که به بهار نگاهت دل باخت

جوان شد .

هر خستگی که به آیینه ی چهره ات نگریست

آرام گرفت .

هر گاه از سرم گذشت که دوستت دارم

خجل گشتم از روی عشق

که اقیانوس بودی و قره ای پنداشتمت .

ریشه ات جهان را پر کرده بود ،

خورشید ها در آغوشت به خواب رفته اند

جامه ی انسان بر تو فریب بود

چندین و چند آسمان را در سینه پنهان کردی؟


شعر دوم:

قدیس فراسوی جسم

به آب ها نگریست و دریا شد .

زیبای فراسوی ذهن

به آسمان نگریست و ستاره شد .

من چو گلبرگی زیر پای تو می افتم

خم می شوی و مرا از زمین بر می داری

گلبرگ را به سینه ات می فشاری

و الماس می شوم

تابناک و شفاف می درخشم.


شعر سوم:

نبض خدا رو گرفتم

نه تند بود و نه کند .

آهنگ خلقت داشت

زیبا و هماهنگ .نبض خدا را بوسیدم ،

گونه اش گلگون شد

جنگل از عطر گیسوانش سرمست .


شعر چهارم:

بگذار در کانون آفتاب بایستم

و به گوی زمین بنگرم ،

از آن مکان بلند آرامش

به آوازها جان می دهم

و یک پیراهن آبی به تن آسمان می کنم ،

ستاره ها از جیب تو بیرون می افتند

پیرامون کلمه هایت برگ ها می رویند

سیمای جهان پدیدار می شود

تو در دلم می تابی .


شعر پنجم:

کم تر از چشم تو نمی خواهم

نگاهم کن

آن قدر نگاهم کن تا چون نیلگون ترین شب

بر آسمان بشکفم

تمام آوازهایت را به جویبار بخشیده ای

و سبدت را به من .

نزدیک بیا ،

می خواهم لبخندت را بچینم


واژگان کلیدی: اشعار گیتی خوشدل،نمونه شعر گیتی خوشدل،شاعر گیتی خوشدل،شعرهای گیتی خوشدل،یک شعر از گیتی خوشدل،شعری از گیتی خوشدل،شعر نو گیتی خوشدل،شعر کوتاه گیتی خوشدل،گلچین و گزیده بهترین،زیباترین اشعار ناب گیتی خوشدل.

......

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*