
تو اینجایی
عده ای با تلسکوپ
به جان آسمان افتاده اند !
*****
باز روی پشت بام
بانگ میزند خروس :
آی ! خوابتان تمام !!!
*****
حبس چقدر زیباست
وقتی مژه هایت
میله های قفسم باشند !
*****
آرزوهایم را
میگذارم دم در
بد به حال رفته گر !
*****
در همین نزدیکی
نان و آب و درد را خلط می کنند
از تهی دستی بگویم ؟ بچه را سقط می کنند .
واژگان کلیدی:اشعار کنعان محمدی،نمونه شعر کنعان محمدی،شاعر کنعان محمدی،شعرهای کنعان محمدی،شعری از کنعان محمدی،یک شعر از کنعان محمدی،شعرهای کوتاه کنعان محمدی،اشعار کوتاهی از کنعان محمدی،كنعان محمدي.









