قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / اشعار / هایکو و شعر کوتاه / اشعار کوتاه میلاد تهرانی

اشعار کوتاه میلاد تهرانی

به این پست امتیاز بدهید

این فنجان قهوه هم تمام می شود

و از این کافه هم خواهیم رفت .

و من هنوز به حرف هایی فکر میکنم

که برای نگفتن داریم … .

*****

مي آيي عاشق مي كني .
محو مي شوي
تا فراموشت مي كنم .
دوباره مي آيي
تازه مي كني خاطرات را .
محو مي شوي
به راستي كه سراب از تو با ثبات تر است …!!!

*****

آخرین ها
همیشه آدم را به فنا می دهند .
پُک آخر
پیک آخر

و دیدار آخر .

*****

من را رها کن لطفا .!

دو دستم که عمري به سوي تو دراز است
رها کن !
من را که نمي تواني بالا بکشي !
مي ترسم
خودت هم به زمين بيفتی .!

*****

من هر روز در تلاشم

تا خاطرم بماند

و تو هر شب دعا مي كني

كه فراموش كني .

خاطراتمان چه بلا تكليف اند !

*****

کوتاه ترین شب هم

بی تو نمی گذشت .

رحم کن

امشب شب یلداست  .

*****

من و تو که دیگر خوب می دانیم
جمعه سال هاست
که هیچ داستان خوشایندی ندارد
پس بیا از همین الان

به استقبال عصر دلگیر جمعه برویم … .

*****

چگونه مي خواهي

دوستت دارم هايت را

باور كنم؟!

وقتي رد دندان هاي من را

گوشه ي شكلات هديه ي تو

در روز عشاق مي بيند ؟!

كاش مي فهميدي كاغذ كادو را

مخفيانه باز كرده ام … .


واژگان کلیدی: اشعار میلاد تهرانی،نمونه شعر میلاد تهرانی،شاعر میلاد تهرانی،شعری از میلاد تهرانی،شعرهای میلاد تهرانی،یک شعر از میلاد تهرانی،شعر نو میلاد تهرانی،شعر کوتاه میلاد تهرانی.

......

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*