اشعار کوتاه بکتاش آبتین

اشعار کوتاه بکتاش آبتین
به این پست امتیاز بدهید

من، تو

مقصرِ این جدایی

ویرگول بود .

*****

چگونه است حال دستانم

بعد از نوازش

گونه های تو…؟

*****

من،

تو را می خواهم

و در این نزدیکی

رویایی دورتر از تو نیست .

*****

شادی مسافران و

کسالت سوزن بان ،

افسوس ،

ریل ها

شهرها را به هم می رسانند، اما

تو را از من دور می کنند .

*****

از زخم‌های بزرگ

خط کوچکی باقی می‌ماند ،

و از چشم‌های تو

چه بگویم !!!

خاطره‌ی آرنج‌های تو

بر تخت من گود افتاده !


واژگان کلیدی: اشعار بکتاش آبتین،نمونه شعر بکتاش آبتین،شاعر بکتاش آبتین،شعرهای بکتاش آبتین،شعری از بکتاش آبتین،یک شعر از بکتاش آبتین،شعر نو بکتاش آبتین،شعر کوتاه بکتاش آبتین،هایکو بکتاش آبتین.

.....
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

*

0