قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / هایکو و شعر کوتاه / اشعار کوتاه ایرج تمجیدی

اشعار کوتاه ایرج تمجیدی

 

سری به پنجره بزن ،

باد را

بوسیده ام .

*****

  دست من نیست که پاییز می آید .

تو نباشی

فصل ها پی در پی

می آیند و می روند

بی هیچ بهاری … .

*****

پشت پرچین پلک هایـت،

می نشینم هر صبح ،

چون مرغکیزتشنه ،

براینوشیدن نگاه تو … .

*****

نیستی !

ببین طبیعت چه غوغایی می کند

در نبودت

حتی بهار هم خودنمایی می کند … .

*****

خواب آمد مرا با خود ببرد 

امشب هم نرفتم بی تو … .

*****

ظلم است

اگر دلتنگت نشوم

وقتی

آنقدر زیبایی

*****

نقطه ها

پایان جمله هایی است
که به تو ختم می شود

*****

بارانی نیست ،

پس چرا

من خیس یاد توام ؟

*****

هنوز هم پنجره را به نام تو باز می کنم
هر صبح
با طلوع چشمان تو
آفتابی‌ست و نورانی
سرزمین دلم


واژگان کلیدی: اشعار ایرج تمجیدی،نمونه شعر ایرج تمجیدی،شاعر ایرج تمجیدی،شعرهای ایرج تمجیدی،شعری از ایرج تمجیدی،یک شعر از ایرج تمجیدی،شعر نو ایرج تمجیدی،شعر کوتاه ایرج تمجیدی،هایکو ایرج تمجیدی،عاشقانه های ایرج تمجیدی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code