اشعار ویلیام کارلوس ویلیامز

اشعار ویلیام کارلوس ویلیامز
به این پست امتیاز بدهید

 

شعر نخست :

برادر !

اگر ما ثروتمند بودیم

سینه را سپر می کردیم

و سرهایمان را بالا نگه می داشتیم

این همان رویایی است که ما را نابود کرد

دیگر غروری در داشتن اسب ها

یا نگه داشتن افسارشان نیست

قوز می کنیم

و برای سرنوشتمانافسوس می خوریم

خب

در نهایت همه چیز تلخ می شود

چه راه راست را انتخاب کرده باشی

چه راه چپ را

و …

رویاها چیزهای بدی نیستند .

“برگردان : بهنود فرازمند”


 شعر دوم :

آلوهایی را که در یخچال بودند

خورده ام

و اینکه تو شاید آن ها را

برای صبحانه گذاشته بودی

مرا ببخش !!!

خوشمزه بودند !

خیلی شیرین

و خیلی سرد .

“برگردان : مودب میرعلایی”


واژگان کلیدی : اشعار ویلیام کارلوس ویلیامز،نمونه شعر ویلیام کارلوس ویلیامز،شاعر ویلیام کارلوس ویلیامز،شعرهای ویلیام کارلوس ویلیامز،شعری از ویلیام کارلوس ویلیامز،یک شعر از ویلیام کارلوس ویلیامز،شعرهای ترجمه شده به فارسی ویلیام کارلوس ویلیامز،سروده های برگردان به پارسی ویلیام کارلوس ویلیامز،ويليام كارلوس ويليامز،شاعر آمریکایی،شاعر آمریکا،شاعر ایالات متحده،شاعر نیوجرسی.

William Carlos Williams،poems،quotes

.....
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

*

0