قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / اشعار / اشعار سنتی / اشعار ونوس جامی پور

اشعار ونوس جامی پور

 

شعر نخست :

 

نگاه من چه عاشقانه بیقرار میشود

دوباره خاک غمزده بنفشه زار میشود

در این شب سیاه دل، ستاره‌های زندگی

به کاغذ سپید من چه بیشمار میشود

غبار سرد خستگی، از این دیار میرود

و جای جای آسمان پر از شرار میشود

کرانه های مهر را به غنچه ها سپرده‌ای

تمام باغها ببین، که گل حصار میشود

دوباره خنده‌های ما پر از گل محمدی

دوباره روی شاخه‌ها پر از بهار میشود


شعر دوم :

دوباره درمرور غم، به آسمان رسیده‌ام

به سمت شهر بیکسی چه زود پرکشیده‌ام

اگر چه آفتاب دل، روانه غروب شد

نگاه شرقی تو را به جان و دل خریده‌ام

قفس نشین و خسته ام برای دیدنم بیا

بیا ببین به شوق تو ز دامها رهیده‌ام

سپیده خنده می زند، ستاره برکنار شد

بیا که بی حضور تو ز نور دل بریده ام

بلوغ یک ترانه ام در امتداد زندگی

میان نم‌نم غزل، ز غصه‌ها چکیده‌ام

ببین در اوج خستگی، به جای مرگ و دلهره

عطش عطش، شراره امید آفریده‌ام

انیس آسمان شدم، پرنده‌وار و پر طپش

هوا که ابر می‌شود به آسمان پریده‌ام

 

 


شعر سوم :

اینسان که دل به حادثه عشق بسته‌ایم

باران سروده‌ایم و ز خورشید خسته‌ایم

باران کجاست بر تن عریان آسمان

نیلوفریم در دل مرداب رسته‌ایم

لب می‌زد از ترانه سبوی نگاهمان

پیوسته آن سبوی غزل را شکسته‌ایم

زنجیر عشق، پای نمی‌بُرد ای عزیز

از چیست اینکه ریشه آن را گسسته‌ایم

گفتیم تا شبی به دعا سر بر آوریم

سر گشته در برابر عالم نشسته‌ایم

می خواست زارمان کند و عشق سررسید

اینک انیس از بد تقدیر رسته‌ایم

این عشق مثل آب سبکبال و جاری است

خوب است دل به حادثه عشق بسته‌ایم


واژگان کلیدی:اشعار ونوس جامی پور،نمونه شعر ونوس جامی پور،شاعر ونوس جامی پور،شعرهای ونوس جامی پور،شعری از ونوس جامی پور،یک شعر از ونوس جامی پور،غزل غزلیات غزل های غزلی از ونوس جامی پور،ونوس جامي پور.

......

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code