قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / شعرهای ترجمه شده به فارسی / اشعار ولادیمیر ناباکوف

اشعار ولادیمیر ناباکوف

 

شعر نخست :

چهل و سه چهار سالى می شد

که دیگر مرا در خاطر نداشتى

ناگهان بى مقدمه و بهانه به دیدنم آمدى

در خواب مرا، زندگى كه رنجورم می کند

امروز جزء جزئش

خود خواسته و به ظرافت

با تو دیدارى تدارک دیده است

گرچه باز سرگرم گیتارت

هنوز هم دخترکى بودى

ولى نخواستى با غم کهنه ملولم کنى

تنها درآمدى بگویى كه مرده اى .


شعر دوم :

سال‏ هاى سال به تو اندیشیدم‏

سالیان دراز تا به روز دیدارمان‏

آن سال‏ ها که مى ‏نشستم تنها

و شب بر پنجره فرود می آمدو شمع‏ ها سوسو مى‏ زدند

و ورق مى ‏زدم كتابى درباره‏ ى عشق‏

باریکه ی دود روى نوا،گل سرخ‏ ها و دریاى مه‏ آلود

 و نقش تو رابر شعر ناب و پرشور میدیدم

در این لحظه‏ ى روشن‏

افسوس روزهاى جوانى‏ ام را مى‏ خورم

خواب‏ هاى وجدآور زمینى

انگار پشه‏ هایى که‏ با درخشش کهربایى بر پارچه‏ ى شمعى خزیدند

تو را خواندم، چشم به راهت ماندم، سال‏ ها سپرى شد .

من

 سرگردان نشیب‏ هاى زندگى سنگى‏در لحظه‏ هاى تلخ

نقش تو رابر شعرى ناب و پرشور مى‏دیدم

اینک در بیدارى، تو سبک بال آمدى‏

و خرافه باورانه در خاطرم مانده است‏

که آینه‏ ها،آمدنت را چه درست پیش گویى كرده بودند !

“برگردان:محمد حسن بهرامیان”


واژگان کلیدی:اشعار ولادیمیر ناباکوف،نمونه شعر ولادیمیر ناباکوف،شاعر ولادیمیر ناباکوف،شعرهای ولادیمیر ناباکوف،شعری از ولادیمیر ناباکوف،یک شعر از ولادیمیر ناباکوف،شعرهای ترجمه شده به فارسی ولادیمیرناباکوف،سروده های برگردان به پارسی ولادیمیر ناباکوف،ولاديمير ناباكوف،شاعر روس،شاعر کشور روسیه،شاعر اتحاد جماهیر شوری،شعر شاعر روسی،شعر روسی.

 Влади́мир Влади́мирович Набо́ков،Vladimir Nabokov،poems،quotes

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code