قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / شعرهای ترجمه شده به فارسی / اشعار والاس استیونس

اشعار والاس استیونس

 

شعر نخست:

اندوه بزدای از دل تلخت،

که ماتم شادش نکند .

زهر در ظلمت روید

غنچه ‏های سیاهش

در آب اشک سر زند

سببِ شاهوار هستی.

خیال،

یگانه واقعیتِ این جهان خیالی

تنهایت می‏ گذارد

با او که هیچ افسانه‏ ای به سویش پَر نمی‏ کشد

و تو را نیشتر مرگی در جان است.


شعر دوم:

باید ذهنی زمستانی داشت

تا بتوان شبنم یخ زده و شاخه ها را

از ورای برف روی درختان کاج نگاه کرد.

و مدت ها باید سرد ماند

تا یخ روی سرو های کوهی را

چون موهایشان دید

و در درخشش دوردست آفتاب زمستان

خشونت صنوبرها را احساس کرد

و در آوای باد

در صدای چند برگ

به مصیبت ها فکر نکرد

که این صدا

صوت سرزمینی پر از بادی مشابه است

که در مکانی مشابه

برای شنوندگانی می وزد

که در برف گوش فرا می دهند

و هیچ چیز را خود نمی بینند

نه آن چه که آنجاست

و نه آنچه که آنجا نیست !

“برگردان:بهنود فرازمند”


 شعر سوم:

لباس خواب هایی سپید

خانه ها را تصرف کرده اند.

هیچ کدام سبز نیستند

یا ارغوانی با حلقه های سبز

یا سبز با حلقه های زرد

یا زرد با حلقه های آبی

هیچ کدام شان شگفت نیستند

با جوراب های توری

و زیرجامه های پولک دوزی.

بنا نیست مردم

خواب بوزینه گان را ببینند یا صدف ها را !

گه گداری تنها دریانوردی پیر،مست و پوتین به پا

درخواب ببرها را شکار می کند

در هوایی سرخ .

“برگردان:لیلا هانی”


واژگان کلیدی: اشعار والاس استیونس،نمونه شعر والاس استیونس،شاعر والاس استیونس،شعرهای والاس استیونس،شعری از والاس استیونس،یک شعر از والاس استیونس،شعرهای ترجمه شده به فارسی والاس استیونس،سروده های برگردان به پارسی والاس استیونس،شاعر قرن بیست آمریکا،شاعر آمریکایی،شاعر ایالات متحده آمریکا متولد شهر پنسیلوانیا.

Wallace Stevens،poem،quotes.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code