قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / اشعار نو / اشعار نرگس برهمند

اشعار نرگس برهمند

 

شعر نخست:

چمن‌ها

آن‌قدر یکدست بودند

که دل هر حلزونی را می‌بردند

تو فیلسوفی هستی که در باغچه راه می‌روی

زنبورها را عاشق ‌تر می‌کنی

و شهدها را شیرین‌ تر

از پنجره که نگاهت می‌کنم

حواس مربای توت فرنگی هم پرت می‌شود .


شعر دوم:

از آن همه اندوهی که در چمدانت گذاشته‌ای می‌ترسم .

کاش دزدی بیاید

و آن را ببرد

بعد هم عصبانی شود

در رودخانه‌ای ،

درّه‌ای

جایی

رهایش کند .


شعر سوم:

می‌ترسم از جمعیّت کلمه‌ها

که اطرافم راه می‌روند ،

نه شعر می‌شوند

و نه غذای خوشمزه‌ای برای ناهار .

می‌ترسم از ران‌های کوچک بلدرچین

بر سر در مغازه‌ها

و نگاه بی‌تفاوت عابران

به بوته‌های افسرده‌ی کرفس

در سه‌ماهه‌ی سیاه زمستان.


شعر چهارم:

مگر اندوه تمام می‌شود

برای دلخوشی تو رفته پشت درختان

یا روی مجسمه‌ی میدان شهر نشسته

یا از لوسترهای آویزان

نگاهت می‌کند

و انرژی‌های منفی یعنی همین.

گاهی انسان تنهاست

ناگهان قانونی را می‌فهمد

که سخت بود پیش از این

گاهی می‌توان با این همه اندوه از کوه بالا رفت

آه اندوه ،

فکر می‌کنم که مدیونم به تو .


شعر پنجم:

زندگی به یک قرار نیست

سرزمین من ،

گاهی سنگی

جریان رودخانه را عوض می کند

و گاهی پرنده ها

جاذبه ی زمین را جدی می گیرند .

سر درد من جای نگرانی ندارد

با این همه اتفاق که در حال افتادن است

سیگارت را با خیال راحت بکش

نه رگ های متورم گردن من، جریانی را متوقف می سازد

و نه دود سیگار تو، جهان را به سرفه می اندازد .

زمین می چرخد

می چرخد با همه ی آدم هایش

و خدا از آن بالا نگاه می کند

به دسته گل هایی که آب داده است .


شعر ششم:

این همه که عاشق می‌شوی

صدایت می‌افتد  ،

دهانت تلخ می‌شود ،

با یک قاشق مربّاخوری

عسل می‌ریزی در دهانم

و پنج‌ضلعی‌های قلبم

پُر می‌شود از نیش زنبورهای کارگر .


واژگان کلیدی: اشعار نرگس برهمند،نمونه شعر نرگس برهمند،شاعر نرگس برهمند،شعرهای نرگس برهمند،شعری از نرگس برهمند،یک شعر از نرگس برهمند،شعر نو نرگس برهمند،شعر کوتاه نرگس برهمند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code