اشعار مهری پاکدل

اشعار مهری پاکدل
به این پست امتیاز بدهید

 شعر نخست:

یکی به این آشپزخانه ی لعنتی

بگوید

اشک های دخترم آنقدر شور است

که اگر

فریاد های راهروی دادگاه ،

 فلوکستین های بیست میلی گرم ،

و تخت های تک نفره ی اتاق خواب

 را قاطی اش کنم

در دمای منفی صد در جه ی مایکرویو

غذای شوری را

به خورد بشقاب ها خواهم داد.

این روزها آشپز خوبی نیستم،

گاهی از میز ناهار خوری

صدای چکشی را می شنوم

که حکم صادره اش

اصابت می کند به شقیقه هایم

و شمع ها خاموش می شوند

وقتی که پاهای میز

می لرزد .


شعر دوم:

نمی شناسد مرا

شناسنامه ای كه قبل از من متولد شده است

پاک دل را به چند صفحه قديمی خوش كرده

 اصلا دلم می خواست

 نامم را بگذارم “تلويزيون “

از تمام خانه ها ی دنيا سر در آورم

می نشينم وسط همين چهار راه

وقتی چراغ هم سبز است

هم قرمز

وخيره می شوم به راه پنجمی

که ازکف کفش هایم می گذرد .


شعر سوم:

دکتر ها

بی خودی به آلودگی ربط می دهند .

 آسم

اسم کوچک دل  تنگی است

که تنها

به تو مربوط می شود .


شعر چهارم:

تو را که می بیند

 از تعجب

 دهان باز می کند دیوار

 و کودک فریاد می زند:

 “یک  پنجره “!


  واژگان کلیدی: اشعار مهری پاکدل،نمونه شعر مهری پاکدل،شاعر مهری پاکدل،شعرهای مهری پاکدل،شعری از مهری پاکدل،یک شعر از مهری پاکدل،شعر نو مهری پاکدل،شعر کوتاه مهری پاکدل.

.....
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

مطالب مرتبط

دیدگاهی بنویسید

*

0