قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / شعرهای ترجمه شده به فارسی / اشعار مرام المصری،شاعر سوری

اشعار مرام المصری،شاعر سوری

 

شعر نخست:

او دو زن دارد
یکی بر روی تختش می خوابد
دیگری بر روی بستر رویایش .
او دو زن دارد
که او را دوست دارند ،
یکی در کنارش پیر می شود
دیگری جوانی اش را به او هدیه می کند
و می گذرد .
او دو زن دارد
یکی در قلب خانه اش
دیگری در خانه ی قلبش .
“ترجمه:حسین منصوری”

: شعر دوم

می دانم ،

نباید سینه هایم را برایش برهنه می کردم

من فقط می خواستم نشانش بدهم

که یک زن هستم …

می دانم ،

نباید به او اجازه می دادم

که برهنه شود

او فقط میخواست نشانم بدهد

که یک مرد است.


شعر سوم:

زناني مثل من

نمي‌دانند چگونه ادا كنند

كلام مانده در گلو را

كه خاري است

مي‌ بلعند

زناني مثل من

چيزي نمي‌دانند جز بغض فرومانده

گريه ناممكن

ناگهان مي‌تركد

سيل مي‌شود

مثل شرياني شكافته

زناني مثل من

مشت مي‌خورند

و جرئت نمي‌كنند بزنند

از خشم به خود مي‌پيچند

مهارش مي‌كنند

زناني مثل من

مثل شیران قفس

روياي آزادي

در سر دارند .


شعر چهارم:

چسبیده‌ام به تو

بسانِ انسان

به گناهَش

هرگز

ترکت نمی‌کنم.

“ترجمه:سیدمحمد مرکبیان”


 واژگان کلیدی: اشعار مرام المصری،نمونه شعر مرام المصری،شاعر مرام المصری،شعرهای مرام المصری،یک شعر از مرام المصری،شعری از مرام المصری،شعر ترجمه شده به فارسی مرام المصری،شعر برگردان به پارسی مرام المصری،شاعر اهل کشور سوریه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code