قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / اشعار / اشعار سنتی / اشعار محمد علی عجمی

اشعار محمد علی عجمی

اشعار محمد علی عجمی
5 (100%) 1 رای

شعر نخست:

گر در شبِ غم تبسم نکردم

دمی رشته‌ی مهر را گم نکردم

چو پاییز طی شد بهارانِ عمرم

زمستان شد و فکر هیزم نکردم

اگر چند دردآشنای شمایم

 به جز با دل خود تکلم نکردم

مگر ماه‌ها یار ساقی نبودم؟

مگر سال‌ها خدمت خُم نکردم؟

چه می‌خواهی ای عشق دیگر ز جانم؟

 دلم را مگر نذر مردم نکردم؟ 


شعر دوم:

بیا بیا به وسعت وجود

ز هست و نیست‌ها دگر چه سود

مرا ببخش همسفر،ببخش

حكایت سفر چنین نبود

كجاست آن درخت آن بلند

كجاست آن جزیره‌ی كبود

بسوز با تمامت یقین

كه هر چه هست آتش است و دود

در رها شدن ز خود كجاست؟

در برون شدن در ورود

قیام كن قیام كن قیام

سجود كن سجود كن سجود

بهار آمده پر از نشاط

پر از شكوفه و پر از سرود

به مهر و عشق باز هم سلام

به اعتقاد باز هم درود 


شعر سوم:

چرا امشب غزل در قالب مضمون نمی‌گنجد

به ساحل‌های خود حس می‌كنم جیحون نمی‌گنجد

ز خود بیرون شدم در آن طرف دیدم فلسطین را

فلسطین شهادت در حصار خون نمی‌گنجد

سكوت سنگها پر می‌شود از خنده‌ی شیطان

قیام سروها در قامت موزون نمی‌گنجد

به اذن هر شهید آیینه می‌بارد به شیدایی

دگر در حجم حیرت حیرت مجنون نمی‌گنجد

تمام عشق را دیدم به دور عشق می‌چرخید

عجب چرخی‌ست چرخ عشق در گردون نمی‌گنجد

و دیدم چشم‌های تو به دریا می‌خورد پیوند

چرا امشب غزل در قالب مضمون نمی‌گنجد؟


واژگان کلیدی:اشعار محمد علی عجمی،نمونه شعر محمدعلی عجمی،شاعر محمد علی عجمی،شعرهای محمد علی عجمی،یک شعر از محمد علی عجمی،شعری از محمد علی عجمی،شعر سنتی محمد علی عجمی،شاعر تاجیکی،شعر فارسی تاجیکستان،غزل های محمد علی عجمی،غزلی از محمد علی عجمی،یک غزل از محمد علی عجمی،شاعر تاجیک.

حمایت مالی از سایت
......

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*