قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / اشعار نو / اشعار محمد صالح علا

اشعار محمد صالح علا

 

شعر نخست:

آی آهای آدمکا

دنیا دنیای شماس

جای آدمای خوب

توی شهرتون کجاس؟

آی آهای خوشگلکا

دنیا مال شماها س

جشن مهربونیا

تو کدوم خونه به پاس؟

آی آهای پولدارکا

دنیا دنیای شماس

سر میزای غذا

جای گشنه ها کجاس؟

آی آهای رییسکا

دنیا مال شماهاس

تو اتاقای بزرگ

جای انصاف کجاس؟


شعر دوم:

سبز سبزم

من هنوز در به در طره اون زلف سیاتم

من هنوزم سبز سبزم ریشه دارم

یکی از پاپتی هاتم.

آقای کوچیک نواز بنده پرور

من هنوزم صله گیر چشم بارونی و اون ابر نگاتم

منو کشتی ، منو کشتی ، منو کشتی

کشته باشی

خوش به حالم من هنوزم که هنوزه

یکی از اون کشته هاتم

من هنوز در به در طره اون زلف سیاتم

من هنوزم سبز سبزم ریشه دارم

یکی از پاپتی هاتم


شعر سوم:

اون روزها

اون روزا که دِله بود

دِله پر حوصله بود

انتظار دیدنت

پشت هر پنجره بود

اون روزا که دله بود

دله پر حوصله بود

نامه های خط خطیم

همه از رو گله بود

اون روزا که دله بود

دله پر حوصله بود

دستمالای گره بسته

پرِ نعنا ؛ دسته دسته

توی خاکِ باغچه هامون

بوی ریحون ریشه بسته

گرامافونای بوقی

شعر عشقی و فروغی

گوله گوله اشک می ریختیم

پشت خنده دروغی

یادته؟

یادته گفتی صدام کن

توی خلوت تو شلوغی

اون روزا که دله بود

دله پر حوصله بود

نامه های خط خطیم

همه از رو گله بود


شعر چهارم:

شازده خانوم

دو تا دستام مركبي

تموم شعرام خط خطي

پيش شما شازده خانوم

منم فقير پا پتي

غرور رو بردار و ببر

دلم ميگه دلم ميگه

غلامي رو به جون بخر

دلم ميگه دلم ميگه

شازده خانوم قابل باشم

بايد بگم به شعر من

خوش آمدي خوش آمدي خوش آمدي

شازده خانوم چه خاكي و چه بي ريا

به منزل خود آمدي خود آمدي خود آمدي

عجب عجب چه رند و چه بلا شده دل پدر سوخته ام

باور كن زشوقتون اشكي شده چشم به در دوخته ام

فرصت بدين عاشقيمو خدمتتون عرض مي كنم

واسه فرار از خودم

دو پا دارم

دوپا ديگه قرض مي كنم

شازده خانوم قابل باشم

بايد بگم به شعر من

خوش آمدي خوش آمدي خوش آمدي

شازده خانوم چه خاكي و چه بي ريا

به منزل خود آمدي خود آمدي خود آمدي


شعر پنجم:

 

شما که سواد دارین لیسانس دارین روزنامه خونی

با بزرگون میشینی حرف میزنی همه چیز میدونی

شما که کلت پره معلم مردم گنگی

واسه هر چیز که میگن جواب داری در نمیمونی

بگو از چیه که من دلم گرفته

راه میرم دلم گرفته

میشینم دلم گرفته

گریه میکنم میخندم پامیشم دلم گرفته

گریه میکنم میخندم پامیشم دلم گرفته

من خودم آدم بودم باد زد و حوای منو برد

سوار اسبی بودم که روز بارونی زمین خورد

عمر من کوه عسل بود ولی افسوس روزهای بد

انگشت انگشت اونو لیسید بعد نشست تا تهشو خورد


 واژگان کلیدی: اشعار محمد صالح علا،نمونه شعر محمد صالح علا،شاعر محمد صالح علا،ترانه محمد صالح علا،ترانه های محمد صالح علا،شعرهای محمد صالح علا،شعری از محمد صالح علا،یک شعر از محمد صالح علا،سروده های محمد صالح علا.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code