قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / شعرهای ترجمه شده به فارسی / اشعار لطیف هلمت،شاعر کرد عراقی

اشعار لطیف هلمت،شاعر کرد عراقی

 

شعر نخست:

من ترانە را یاد نمی گرفتم

بینوایان یادم دادند .

نمی دانستم عصبانیت را

ظالمان یادم دادند .

عشق را نمی دانستم

رودها یادم دادند .

من اصلا شعر را نمی دانستم

عاشقان یادم دادند

دست های پینە بستە و پای برهنە

زحمتکشان یادم دادند .

اگر مردن نیز نبود

بە خاطر بیچارگان می مردم من .

“برگردان:جلال هانیسی”


شعر دوم:

 

گاهی درنمایشگاهی تاریک

تابلوی دختری عریان

صدایم می زند

مرا می بوسد

من نیزمی بوسمش

مرا به سوی باغچه نمایشگاه می برد

گرم گفتگوی هم،گم می شویم !

نمی دانیم به کجا می رویم

ازهمه چیز می گوییم

تابه حال چنان چیزی ندیده ایم

با همدیگر می نشینیم

عکس یکدیگر را می کشیم

نمی دانیم کی هستیمیا کجایم

می دویم

می دویم

ناگاه نگهبان نمایشگاه می آید

و گوش هر دوتایمان را می گیرد

ودرگوشه ی نمایشگاه تاریک

درکنارهمدیگرمی آویزد .

“برگردان:خالد بایزیدی”


شعر سوم:

نیمی از دلم را عشق فرا گرفته

و نیم دیگرش را شعر

اما تو نه عشق را می شناسی

و نه شعر را .

از پشت تمام پنجره های باز و بسته

جست وجویت می کنم

اما همیشه در دلم هستی .

“برگردان:فریاد شیری”


واژگان کلیدی: اشعار لطیف هلمت،نمونه شعر لطیف هلمت،شاعر لطیف هلمت،شعرهای لطیف هلمت،شعری از لطیف هلمت،یک شعر از لطیف هلمت،شعرهای ترجمه شده به فارسی لطیف هلمت،سروده های برگردان به پارسی لطیف هلمت،لطیف هلمت شاعر کرد زبان متولد منطقه کفری استان کرکوک عراق،شاعر کورد عراقی،شعر شاعر کرد عراق،شاعر کرد اهل کشور عراق.

Latif Halmat،poem،quotes

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code