قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / هایکو و شعر کوتاه / اشعار فریبا وفی

اشعار فریبا وفی

 

درد جدایی از دوست

از درد جدایی از رحِمِ مادر بیشتر است

بچه نمی فهمد چرا از جای گرم و نرمش پرت شده بیرون

اما ما می فهمیم که تنها شده ایم !

*****

گفت: چرا همه ش دنبال معنای دیگری هستی

این یک دوستی ساده است

آب دهانم را قورت دادم

“دوستی یک زن و مرد هیچ وقت ساده نیست “

*****

اگر مثل آدم خداحافظی كنی

غصّه می خوری اما خیالت راحت است

اما جدایی بدون خداحافظی بد است،خيلی بد !

یک ديدار ناتمام است

ذهن ناچار می شود هِی به عقب برگردد

و درست یک ذره مانده به آخر متوقف بشود

انگار بروی به سینما و آخر فیلم را ندیده باشی

*****

حرف که نمیزنم از خودش نمی پرسد

این بنده خدا که لال نبود

چرا یک دفعه این طور شد؟

راحت تر است فکر کند زن ها

بعضی وقت ها کم حرف می شوند

به خودش زحمت نمی دهد

ببیند توی دل من چه خبر است .


واژگان کلیدی: اشعار فریبا وفی،نمونه شعر فریبا وفی،شاعر فریبا وفی،شعرهای فریبا وفی،شعری از فریبا وفی،یک شعر از فریبا وفی،شعرهای کوتاه فریبا وفی،اشعار کوتاه فریبا وفی،شعر کوتاهی از فریبا وفی،فريبا وفي.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code