قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / اشعار / اشعار نو / اشعار علی الفتی

اشعار علی الفتی

به این پست امتیاز بدهید

 

شعر نخست :

 

او پرنده بود

اگر هم نبوده باشد

صبحگاهی او را شبانان

در آغوش روحی به رنگ باد

در مقابل آب دیده بودند

با شالی به کمر

و مریدان بسیار

که کمر بسته ی درختان امرود

دامنه ی دامنش بودند

از او دانش بسیاری داشتند .


شعر دوم :

شامگاهان

یا به هنگام شام کنیزان

خودم را

از صخره ای پرتاب می شوم

و صبح خودم را

در رختخواب می یابم.

چه سرنوشت غم انگیزی است !


واژگان کلیدی: اشعار علی الفتی،نمونه شعر علی الفتی،شاعر علی الفتی،شعرهای علی الفتی،شعری از علی الفتی،یک شعر ازعلی الفتی،شعر نو علی الفتی،علی الفتی شاعر کرد زبان استان کرمانشاه،شاعر شهر سرپل ذهاب،علي الفتي.

......

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*