قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / هایکو و شعر کوتاه / اشعار سید علی میرافضلی

اشعار سید علی میرافضلی

 

پائیز را

به هیچ می انگارد

دستی که دست های تو را دارد.

*****

وقتی که نیستی

حس می کنم که پنجره

دیوار دیگری است .

*****

دست آن کودک که ول شد

در شلوغی خیابانها

طعم آن دستم

*****

پل زیاد است ولی

لذت راه کسی برد

که از رود گذشت.

*****

دست‌هایم گیج دلتنگی ست ،

عصرهای جمعه

باید دست‌هایت بیشتر باشد !

*****

کلماتی بفرست

که خلاصم کند از دلتنگی

که منــوّر بزند در روحم

مین خنـثی شده را

هیچ امیدی به عوض کردن این منظره نیست
کلماتی بفرست

که به اندازه خمپاره تکانم بدهد

که به موج تو دچارم بکند

که شهید تو شوم.

*****

یک شهروند مضطرب

یک کارمند گیج

یک شاعر سرگشته

یک انسان بی رویا

تنهایی من شکل های مختلف دارد.

*****

و عشق و مرگ

از ابتدای خلقت آدم

کاری به غیر از خاطره سازی نداشتند.

*****

تیتر روزنامه ها

بوی جنگ می دهد

من فقط به یک کلام ساده فکر میکنم:

“دوست دارمت”


واژگان کلیدی: اشعار سید علی میرافضلی،اشعار سید علی میرافضلی،نمونه شعر سید علی میرافضلی،شاعر سید علی میرافضلی،یک شعر از سید علی میر افضلی،شعری از سید علی میرافضلی،شعرهای سید علی میرافضلی،سيد علي ميرافضلي،شعر کوتاه سید علی میرافضلی،هایکو سید علی میرافضلی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code