اشعار سیامک قانع

 

روزها کار دلم لحظه شماری شده بود

طفلک از دست تو هر شب متواری شده بود

جایگاهی که به زیبایی اسمت سوگند

با تو از روز ازل نامگذاری شده بود

نیمه شب  ها من و تنهایی و بغضی که شکست

اشک هایی که به دنبال تو جاری شده بود

روزهایی که نبودی دل بابونه شکست

کار مریم پس از آن گریه و زاری شده بود

نرگس از رفتن تو پای به بیراهه گذاشت

یاسمین از شب آغاز فراری شده بود

در حیاط از غم فقدان تو محبوبه ی شب

مست در باغچه ام خاکسپاری شده بود

تو که یکرنگ نبودی و دلت تنگ نبود

من همانم که دلم دانه اناری شده بود

بی تو هرشب من و تنهایی و لالایی شب

شاه غم در شب من تاجگذاری شده بود


واژگان کلیدی:اشعار سیامک قانع،نمونه شعر سیامک قانع،شاعر سیامک قانع،شعرهای سیامک قانع،شعری از سیامک قانع،یک شعر از سیامک قانع،غزل سیامک قانع،غزلیات سیامک قانع،غزل های سیامک قانع،غزلی از سیامک قانع،سيامك قانع.

.....
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

مطالب مرتبط

دیدگاهی بنویسید

*

0