قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری

اشعار سزار وایه خو

 

شعر نخست :

مردی گفت : مخاطره آمیزترین لحظه زندگی من جنگ مارنه بود

وقتی گلوله به سینه ام نشست.

و مرد دیگر :  در بالا آمدن دریا در یوکوهاما بود

معجزه آسا از پناه سایبان مغازه ای نجات یافتم .

و مرد دیگر :  برای من در خواب روز است .

و دیگری :  برای من در عمیق ترین تنهاییم بود .

و دیگری :  برای من زندانی در پرو بود .

و دیگری :  در شگفت زده کردن پدرم بود از نیمرخ .

و آخری گفت :  برای من هم اکنون در راه است .

“برگردان: مهناز دقیق نیا”


  شعر دوم :

تو را فریاد می زنم که بشنوی

تو را هوار می کشم که بمانی

چه منگ و مست

چه هراسان

در این ظلمت ، پی ات میگردم

با خودم تنهایم مگذار

با تنهایی ام ، تنهایم مگذار

نرو !

بشنو !

بمان !

“برگردان:بابک زمانی”


 شعر سوم :

در پاریس می میرم ، در کولاک باران

به روزی که هم اکنون نیز در خاطر من است

در پاریس می میرم و این آزارم نمی دهد

حتم در پنجشنبه روزی چون امروز ، در خزانی .

پنج شنبه خواهد بود چرا که امروز نیز پنج شنبه است

و همین حالا هم که دارم این سطرها را می نویسم

شانه هایم را به دست مصیبت سپرده ام .

هیچ گاه چون امروز چنین راه خود را کج نکرده ام

و سفرم را

در راه هایی که در آن تنهای تنهایم ، چنین در پیش نگرفته ام .

سزار وایه خو مرده است . گرفتندش !

و با آن که کاری به کارشان نداشت

همگیبا ترکه و طناب به تنش کوفتند .

شهود واقعه به قرار ذیل اند :

پنچ شنبه ها ، استخوان شانه ها ، تنهایی ، باران و جاده ها .

“برگردان:محمدرضا فرزاد”


واژگان کلیدی:اشعار سزار وایه خو،نمونه شعر سزار وایه خو،شاعر سزار وایه خو،شعرهای سزار وایه خو،شعری از سزار وایه خو،یک شعر از سزار وایه خو،شعرهای ترجمه شده به فارسی سزار وایه خو،سروده های برگردان به پارسی سزار وایه خو،سزار وايه خو،شاعر اهل کشور پرو،شاعر پرویی،شاعر آمریکای لاتین،شاعر لاتینی.

César Vallejo،Cesar Vallejo،poems،quotes

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code