شعری از میشائیل کروگر،شاعر آلمانی

 

تاريخ نقاشي را مي‌خواندم

از آغاز تا امروز.

تاريخ بره‌های سفيد

پيش از آنكه پرتوی بر آن ها بتابد.

تاريخ فرشته‌های كوچك پَردار

و مرغزاری باكره

پُر از گل‌های مينا.

تاريخ مصالح

و مقبوليت طلا.

تاريخ نرم‌بارترين اشک‌ها

بر چهره‌های پريده رنگ.

تاريخ پيشانی‌های قوس‌دار.

و گونه‌هاي تكيده

تاريخ آب و

چگونگی نقاشی آن.

تاريخ مكتب‌ها

سبك‌ها و ستيز بر سر حقيقت.

تاريخ جباريت،

پلشتي و سالوس،

تاريخ خيانت‌ورزی و پيمان‌شكنی،

سوگندهای شكسته و طغيان

و سلاخي‌هايی كه هرگز پايان نمیيابد.

در پانوشت‌هايش نيز

تاريخ شرمساری را خواندم

تاريخ پيچيده تسلی خاطر.

بر روي هم، تاريخی زيبا

تاريخ نقاشی را ،

صدالبته نه فقط برای چشم‌ها.

مولف در پسگفتارش

با روده درازی تمام

توضيح مي‌دهد

كه آنچه بايد ببينيم

فقط جلوه رنگ‌هاست در شيوه‌ها و

سفارش‌های گوناگون.

انگار فراموش كرده بود

سمی را كه با آنها در آميخته بود

سمی برای چشم‌ها.

“ترجمه:علی عبداللهی”


واژگان کلیدی: اشعار میشائیل کروگر،نمونه شعر میشاییل کروگر،شاعر میشایل کروگر،شعری از میشائیل کروگر،یک شعر از میشائیل کروگر،شعرهای میشائیل کروگر،اشعار برگردان به پارسی،شعرهای ترجمه شده به فارسی،شاعر آلمانی معاصر.

 Michael Krueger،poem،quotes

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها