اشعار جان یوجل

اشعار جان یوجل
به این پست امتیاز بدهید

 

شعر نخست:

امروز دنیا را به دلخواهت رنگ کن

تابلوی رنگارنگ غروب خورشید را ببین

یک رنگ هم از خودت اضافه کن

مثل بچه ها ساده، پاک و زلال

چشمهایت را ببند و یک قصه بساز

منصرف نشو ! می شود حسش کرد

کمی هم گرمی بپاش

دست های توی قلبت را سفت بگیر، رهایش نکن

چون که برای عشق

زیباترین دلیلبودن است

و حضورسلطنت تنهایی ات را ادامه بده

 ادامه بده امااز پس انداز مهرت

برای همه تکه ای کنار بگذار

یک تبریک، یک تلفن هزار امید است برای انسان

تولدت مبارک، تولدت مبارک عزیزم .

“برگردان:مجتبی نهانی”


 شعر دوم:

قبول دارم که خطاکارم

راضی ام به سزای عملم برسم

با اینکه نه چیزی را دزدیدم

و نه کسی را کشته ام

اما کاری بدتر از این ها کرده ام

می دانی مرتکب چه خطایی شده ام؟

اشتباهم این بود

که انسان ها را دوست داشتم

“برگردان:سینا عباسی هولاسو”


شعر سوم:

من شعر را جدی نمی گیرم

کافی است شعر مرا جدی بگیرد

مهمان ناخوانده است

ناگهان سر می رسد

یا بنفشه ی آفریقایی را

بهانه می کند

یا جوانی را که مرده است

می نشیند رو به رویم

حالا اگر می توانی بلندش کن .

“برگردان:صابر حسینی”


واژگان کلیدی: اشعار جان یوجل،نمونه شعر جان یوجل،شاعر جان یوجل،شعرهای جان یوجل،شعری از جان یوجل،یک شعر از جان یوجل،شعرهای ترجمه شده به فارسی جان یوجل،سروده های برگردان به پارسی جان یوجل،شاعر ترک،شاعر اهل کشور ترکیه،شعر شاعر ترک.

Can Yücəl،Can yucel،poems،quotes

.....
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

*

0