قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / شعرهای ترجمه شده به فارسی / اشعار انسی الحاج،شاعر لبنانی

اشعار انسی الحاج،شاعر لبنانی

 

شعر نخست:

سوگند یاد می کنم

که بر فراز تمام بلندی های آسیایی

به رکوع در آیم برای پرستش تو .

آه ای شب ! دعایم را قبول کن

ای خداوند ! مرا بشنو

محبوبم را در دشت ها بکار

و ریشه کن اش مکن .

تمام روزگاران نیامده را به عمرش بیفزای

تمام عمر مرا به او ببخش

برگ های خرمش را جاودانه کن

عطرش را پراکنده مساز

خیمه گاهش برافراشته باشد

و بلندایش در دسترس گنجشکان.

درهای خانه اش گشوده باشد

تا امید در بیابان ها سر بر بالین نگذارد.

خداوندا ! برف های سالیان ببارند بر او

او که جدایی ها را سامان می دهد

خداوندا  ! ستاره ی چشمانش را پاسبان باش

که هر آنچه تولد در آن چشم هاست .

“برگردان: سودابه مهیجی”


  شعر دوم:

می خواهم تو را دوست داشته باشم

 با یک فنجان چای،یک تکه نان

یک مداد سیاه،چند ورق کاغذ.

 می خواهم تو را دوست داشته باشم

 با یک پیراهن کهنه ، یک شلوار پاره پاره

 دست هایی خالی ، جیب هایی سوراخ .

 می خواهم تو را دوست داشته باشم

 درون این اتاق پنهانی ، پشت سیم خاردارهای تیز

 روبروی گلوله باران های دشمن .

 می خواهم تو را دوست داشته باشم

 با کمی زندگی

اندکی زنده ماندن .

“برگردان:بابک شاکر”


  شعر سوم:

حسادت می کنم

به کودکی که قرار است برایم به دنیا بیاوری .

حسادت به آینه ای

که ترس تو را از زیبایی خودت به تو می رساند .

حسادت می کنم به حماقتم برابر تو

به عشقم نسبت به تو ، به فناشدنم در تو

به آنچه از تو می سرایم، که انگار رسوایی است

به رنجی که در تو می کشم

رنجی که از رنج کشندگان شیواتر است .

غیرت دارمبه صدایت، به خوابت

به حالت دستانت در دست من و تلفظ نامت .

بر تو غیرت می ورزم

که همواره با تو سخن گفتم بی آنکه شمارگان تو را بدانم .

بر تو غیرت می ورزم

چرا که با عشق نفست را می گیرم

و تو نمی توانی دوستم بداری

و تو با عشق من خفه می شوی  .

حسادت می کنم به هر آنچه شادی ات را می افزاید

چرا که تو مرا دوست می داری .

حسادت به نبوغ اندامت

به عابران پیاده رو و به آنان که می آیند تا بمانند .

حسادت به قهرمانان و شهیدان و هنرپیشگان .

حسادت به برادرانم ، فرزندانم ، دوستانم

به ماده شیر خفته

به ترانه ها و گله و پارچه ها

به روز که در انتظار توست و شب که در انتظار اویی

به دورترین گذشته ها تا گذشته ها

به کتاب ها و هدیه ها

به زبانت در دهانم

به صداقتم برای تو

و به مرگ .

غیرت می ورزم به زندگی باشکوهی که می شود داشته باشیم

به برگ پاییز که بر رویت می افتد

به آبی که منتظر است او را بنوشی

به تابستانی که با عریانی ات آن را اختراع کرده ای

به کودکی که برایم بدنیا خواهی آورد

و کودکی که هرگز نخواهی زاد .

” برگردان: سودابه مهیجی”


واژگان کلیدی: اشعار انسی الحاج،نمونه شعر انسی الحاج،شاعر انسی الحاج،شعرهای انسی الحاج،شعری از انسی الحاج،یک شعر از انسی الحاج،شعرهای ترجمه شده به فارسی انسی الحاج،سروده های برگردان به پارسی انسی الحاج،شاعر لبنانی،شاعر کشور لبنان،شاعر اهل کشور لبنان،انسي الحاج،أنسي الحاج.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code