قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / شعرهای ترجمه شده به فارسی / اشعار احمد عارف،شاعر کشور ترکیه

اشعار احمد عارف،شاعر کشور ترکیه

 

شعر نخست:

چند بهار زیبا در حسرت تو

غل و زنجیرها كهنه كردم.

كاش به موهایت گل های خون بزنم

یكی این طرف،یكی آن طرف.

كاش بتوانم نام تو را فریاد بزنم

به چاه های بی انتها،به ستاره ی لغزان

حتی به چوب كبریتی

كه در دورترین موج اقیانوس افتاده است.

كاش به آن كه گم كرده

طلسم نخستین عشق ها را،طلسم بوسه ها را

و سهمی ندارد از غروبی ناگهانی

بتوانم از تو بگویم.

نبودن تو نام دیگر دوزخ است

سردم است ،چشمانت را نبند.


 شعر دوم:

در شهری به دنیا آمدم

که بادهایش از سمت شمال می وزید

به این سبب

لبانم خشک و ترک خورده اند.

کمی ببوس مرا

در شهری که به دنیا آمدم

هیچ درخت گردویی نبود

از این است که

حسرت خنکای سرزمینی را

همیشه به همراه دارم

کمی نوازش کن مرا .

“برگردان:سیامک تقی زاده”


واژگان کلیدی: اشعار احمد عارف،نمونه شعر احمد عارف،شاعر احمد عارف،شعرهای احمد عارف،شعری از احمد عارف،یک شعر از احمد عارف،شعرهای ترجمه شده به فارسی احمد عارف،سروده های برگردان به پارسی احمد عارف،شاعر کشور ترکیه،شاعر ترک،شاعر اهل استان دیاربکر ترکیه.

Ahmed Arif،ahmed arif şiirler،poems،quotes

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code