اشعار آیة الله علی نقی کمره ای

اشعار آیة الله علی نقی کمره ای
شعر نخست:
ای بسته به موی تو، سر رشته ی عصیان ها
وی كفر سرِ زلفت، دام ره ایمان ها
روزی كه كمر می بست آن غمزه به خونریزی
دیدم كه شكست افتاد بر قبله گه جان ها
ترسم كه كند ویران معموره ی عالم را
چشم تر ما،یعنی سرچشمه ی توفان ها
ای مرغ قفس بخروش ! كآمد به چمن غنچه
شد غنچه گل و گل نيز بردند به دامان ها
بر بلبل شوریده كی راه توان بستن ؟
هر چند بری بالا ديوار گلستان ها
در جان نقی صد خار، بشكسته و زان گلزار
پر كرده ز گل اغیار، چون غنچه گریبان ها
شعر دوم:
ابروی توست كشان به هر باب مرا
چو گشاید ز درِ بسته محراب مرا
امشب از یاد تو دل،قابل خوش واقعه ای است
كاش می آمد و می برد دمی خواب مرا
من نیم قابل لطف تو، مرا پاک بسوز
چوب خشكم، نه نهالم كه دهی آب مرا
آب خضرم نكند فایده، آن نخلم من
كه دراین باغ رسانند به خوناب مرا
تا گدازد تن و پیچم به خود، و ریزم اشک
چرخ چون رشته ی غم دیده دهد تاب مرا
باكم از كشته شدن نیست نقی در ره عشق
ميی كشد كشمكش خنجر قصاب مرا
شعر سوم:
در عشق تو بی تاب و توانم،چه توان کرد؟
دوری ز تو کردن نتوانم،چه توان کرد؟
گفت آنچه توان گفت به رویم،چه توان گفت؟
کر آنچه توان کرد به جانم،چه توان کرد؟
کردم دل و دین صرف و خریدم غم و اندوه
سودا گر بازار زیانم،چه توان کرد؟
در ناله ی من رنگی و بویی ز فرج نیس
من بلبل ایام خزانم،چه توان کرد؟
گفتی که توان کرد نقی شرح غم دل
حیرت که شود بند زبانم،چه توان کرد؟
اشعار سنتی – ادبستان شعر پارسی
واژگان کلیدی : اشعار نمونه شعر شاعر شعرهای شعری از یک شعر از غزل غزلیات غزل های غزلی از شیخ اثری از آثار از دیوان علینقی آیت الله.





