قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / شعرهای ترجمه شده به فارسی / اشعار آرسنی تارکوفسکی

اشعار آرسنی تارکوفسکی

 

شعر نخست :

 

دیروز

از صبح چشم انتظار تو بودم

می گفتند نمی آید ! چنین می پنداشتند

چه روز زیبایی بود ! یادت هست

روز فراغت و من ، بی نیاز به تن پوش

امروز آمدی پایان روزی عبوس

روزی به رنگ سرب

باران می آمد

شاخه ها وچشم انداز در انجماد قطره ها

واژه که تسکین نمی دهد

دستمال که اشک را نمی زداید .

 

“برگردان : بابک احمدی “


شعر دوم :

 

این جا هیچ کسی نیست

جز من . پرتره ای بر دیوار

پشه ها

پشه ها

پشه ها می خزند

بر بالای چشمان نابینای پیرزن .

پرسیدم : آنجا زیر عینکت در بهشتت

خوش می گذرد؟

زیر چانه اش یک پشه می لغزد

پیرزن جواب می دهد :

و تو آنجا در خانه ات

تنها بودن را دوست داری؟

 

“برگردان : مجتبی پورمحسن “


واژگان کلیدی : اشعار،نمونه شعر،شاعر،شعرهای،شعری از،یک شعر از،شعرهای ترجمه شده به فارسی،سروده های برگردان به پارسی،شاعر روس، کشور روسیه،اتجاد جماهیر شوروی،شوروی سابق،آرسني تاركوفسكي.

 Арсе́ний Алекса́ндрович Тарко́вский،Arseny Tarkovsky،poems،quotes

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code