از عرضِ نیازم چه بلا بی‌خبرش داشت - ادبستان شعر پارسی % %

از عرضِ نیازم چه بلا بی‌خبرش داشت

وحشی بافقی- غزل شماره 99

از عرضِ نیازم چه بلا بی‌خبرش داشت

آن نازِ نگه دزد که پاس نظرش داشت

فریاد که هر طایر فرخنده که دیدم

صیّاد ز مرغان دگر بسته ترش داشت

بلبل گله می‌کرد ز گل دوش به صد رنگ

گل بود که هر دم به زبان دگرش داشت

این عشق بلائیست، شنیدی که چها دید

یعقوب که دل در کف مهر پسرش داشت

بر هر که شنیدم که غضب کرد زمانه

دیدم که به زندان تو بیداد گرش داشت

این طیّ مکان بین که ز هر جا که برون تاخت

وحشی نگران بود و سرِ رهگذرش داشت

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤