شد صرف عمرم در وفا، بیداد جانان همچنان - ادبستان شعر پارسی % %

شد صرف عمرم در وفا، بیداد جانان همچنان

وحشی بافقی- غزل شماره 332

شد صرف عمرم در وفا، بیداد جانان همچنان

جان باختم در دوستی، او دشمن جان همچنان

هر کس که آمد غیرِ ما در بزمِ وصلش یافت جا

ما بر سرِ راهِ فنا با خاک یکسان همچنان

عمریست کز پیشِ نظر بگذشت آن بیدادگر

ما بر سرِ آن رهگذر افتاده حیران همچنان

حالم مپرس ای همنشین بی طرّهٔ آن نازنین

آشفته بودم پیش ازین هستم پریشان همچنان

وحشی بسی شب تا سحر بودم پریشان، دیده تر

باقی‌ست آن سوزِ جگر وان چشمِ گریان همچنان

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤