مکن مکن لبِ ما را به شکوه باز مکن - ادبستان شعر پارسی % %

مکن مکن لبِ ما را به شکوه باز مکن

وحشی بافقی- غزل شماره 328

مکن مکن لبِ ما را به شکوه باز مکن

زبانِ کوتهِ ما را به خود دراز مکن

مکن مباد که عادت کند طبیعت تو

بد است این همه عادت به خشم و ناز مکن

پر است شهر ز ناز بتان نیاز کم است

مکن چنانکه شوم از تو بی نیاز مکن

من آن نیَم که بدی سر زند ز یاری من

درآ خوش از درِ یاری و احتراز مکن

به حالِ وحشی خود چشم رحمتی بگشای

درِ امید به رویش چُنین فراز مکن

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤