
وحشی بافقی- غزل شماره 222
روم به جایِ دگر، دل دهم به یارِ دگر
هوایِ یار دگر دارم و دیارِ دگر
به دیگری دهم این دل که خوار کردهٔ تست
چرا که عاشقِ تو دارد اعتبارِ دگر
میانِ ما و تو ناز و نیاز بر طرف است
به خود تو نیز بده بعد از این قرارِ دگر
خبر دهید به صیّادِ ما که ما رفتیم
به فکرِ صید دگر باشد و شکار دگر
خموش وحشی از انکارِ عشقِ او کاین حرف
حکایتیست که گفتی هزار بارِ دگر



