
وحشی بافقی- غزل شماره 219
پرسیدنِ حالِ دلِ ریشم بگذارید
یک دم به غم و محنتِ خویشم بگذارید
یاران به میانِ من و آن مست مییید
گر میکشد آن عربده کیشم بگذارید
گویند که پیش آر صبوری به غمِ عشق
کی می رود این کار ز پیشم بگذارید
روزی که بُرید از ره این کشتۀ عشقش
آنچه از دو سه روز از همه پیشم بگذارید
وحشی صفتم جامهٔ صد پاره بدوزند
چسبیده به زخم دل ریشم بگذارید



