
وحشی بافقی- غزل شماره 192
میکشَم زان تند خو گر صد تغافل میکند
دیگری باشد کجا چندین تحمّل میکند
میکند فریاد بلبل از کمالِ شوقِ باد
غنچه گویا خندهای در کارِ بلبل میکند
بر رخ چون زر سرشک همچو سیمم دید و گفت
این گدا را بین که اظهارِ تجمّل میکند
زلف او دل برد و کاکل در پی جانست وای
کانچه با جانم نکرد آن زلف، کاکل میکند
میکند بی نوگلی خونابهٔ دل در کنار
در چمن وحشی چنین دامن پر از گل میکند



