غم هجوم آورده می‌دانم که زارم می‌کُشد - ادبستان شعر پارسی % %

غم هجوم آورده می‌دانم که زارم می‌کُشد

وحشی باقی- غزل شماره 176 

غم هجوم آورده می‌دانم که زارم می‌کُشد

وین غم دیگر که دور از رویِ یارم می‌کشد

می‌کشد صد بار هر ساعت من بد روز را

من نمی‌دانم که روزی چند بارم می‌کشد

گریه کن بر حسرت و درد من ای ابرِ بهار

کاینچنین فصلی غم آن گلعذارم می‌کشد

شب هلاکم می‌کند اندیشهٔ غمهای روز

روز فکرِ محنتِ شبهای تارم می‌کشد

گفته خواهد کشت وحشی را به صد بیداد زود

دیر می‌آید مگر از انتظارم می‌کشد

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤