بازم غم بیهوده به همخانگی آمد - ادبستان شعر پارسی % %

بازم غم بیهوده به همخانگی آمد

وحشی باقی- غزل شماره 169 

بازم غم بیهوده به همخانگی آمد

عشق آمد و با نشأهٔ دیوانگی آمد

ای عقل همانا که نداری خبر از عشق

بگریز که او دشمنِ فرزانگی آمد

خوش باش اگر کنجِ غمت هست که این دل

با رخنهٔ دیرینه به ویرانگی آمد

دارد خبری آن نگهِ خاص که سویم

مخصوص به صد شیوهٔ بیگانگی آمد

ای شمع به هر شعله که خواهیش بسوزان

مرغِ دلِ وحشی که به پروانگی آمد

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤