لبریز تا ز باده نگردید جام ما

وحدت کرمانشاهی – غزل شماره 10

لبریز تا ز باده نگردید جام ما

در نامه ی عمل ننوشتند نام ما

ما خود خراب و مست شرابیم و محتسب

نبود خبر ز مستی شرب مدام ما

دارم هوای آنکه ز بامش پرم ولیک

بنموده چین زلف کجش پای دام ما

چون گشته‌ایم حلقه به گوش جناب عشق

زیبد که ماه چارده گردد غلام ما

با اینچنین تحقق آمال و وصل یار

بنشسته است مرغ سعادت به بام ما

ای مدعی اگر بگشایی تو چشم دل

بینی شکوه عزت و جاه و مقام ما

این نکته روشن است که در دور روزگار

باشد صفا و صدق و محبت مرام ما

وحدت بنوش باده ی وحدت ز دست دوست

بهتر از این به دهر نباشد گمان ما

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها