مغنی به یاد آر بر یاد من - ادبستان شعر پارسی % %

مغنی به یاد آر بر یاد من

نظامی گنجوی – اسکندر نامه – اقبال نامه – شماره 48

انجامش روزگار والیس

مغنی نامه

مغنی به یاد آر بر یاد من

سرودی بر آهنگ فریاد من

بکن شادم از شادی آن سرود

مگر بگذرم زآب این هفت رود

 

داستان

چو والیس را سر درآمد به خواب

درافکند کشتی به طوفان آب

نشسته رفیقان یاریگرش

به یاریگری چون فلک برسرش

چو بر ناتوان یافت تیمار دست

تنومند را ناتوانی شکست

ز نیروی طالع خبر باز جست

بناهای اوتاد را یافت سست

ستاره دل از داد برداشته

ستمگر شده داد بگذاشته

به آن هم‌نشینان که بودند پیش

خبر داد از اندازه ی عمر خویش

چنین گفت کایمن مباشید کس

از این هفت هندوی کحلی جرس

که این اختران گر چه فرخ پی اند

ز نافرخی نیز خالی نی اند

چو نحس اوفتد دور سیارگان

بود دور دور ستمکارگان

شمار ستم تا نیاید به سر

به گیتی نیاید کسی دادگر

چو باز اختر سعد یابد قران

به نیکی رسد کار نیک اختران

فلک تا رسیدن بدان بازگشت

ورقهای ما باری اندر نوشت

چو گفت این پناهنده را کرد یاد

فروبست لب، دیده بر هم نهاد

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤