
حاج ملاهادی سبزواری – غزل شماره 155
از باده مغز تر کن و آن یار نغز جو
تا سر رود به سر رو و تا پا بپا بپو
بر نقش ما سوی خط بطلان بیا بکش
از لوح دل محبت اغیار رو بشو
یاران ز باده سرخوش و در سر تو را خمار
جامی بزن به طرف چمن نوگلی ببو
چون یاد دوست میرود اندر ملامتم
ای مدعی! هر آنچه توانی بگو بگو
خاصان و عامیان همه را شور او به سر
ترسا و پارسا همه را رو به سوی او
در دیر و در حرم به کنشت و کلیسیا
در جستجوش ره سپر اسرار کو به کو



