آراست عروس گل گلستان را - ادبستان شعر پارسی % %

آراست عروس گل گلستان را

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 10

در مدح نواب شاهزاده علیقلی میرزا اعتضاد السلطنه گوید

آراست عروس گل گلستان را

آماده شو ای بهار بستان را

وقت است که در سرود و وجد آرد

شور رخ گل هزار دستان را

شمشاد چو پای بر زمین کوبد

ماند به گه نشاط مستان را

از برگ شقایق ابر فروردین

آویخته قطره های باران را

گویی کوه از شقایق رنگین

آراسته گوهر بدخشان را

در باغ ز خوشه های مروارید

آویزه فکند گوش اغصان را

بوی گل و رنگ گل به هم گویی

با مشک سرشته اند مرجان را

آن ابر بهار بین که ازگوهر

لبریز نموده جیب و دامان را

آن قوس قزح نگر که تو بر تو

آویخته پرده های الوان را

وان سنبلکان نگرکه بی شانه

بر بافته گیسوی پریشان را

آن صلصلکان نگر که بی مضراب

در مِثلث و بم فکنده الحان را

وان نرگسکان که همچو طنازان

بگشوده به ناز چشم فتان را

وان اقحوکان که کرده بی مسواک

چون دُر عدن سپید دندان را

در هاون سیم زعفران ساید

کارد به نشاط جان پژمان را

وان سرخی شاخ ارغوان ماند

سرخ آبله های دست صبیان را

فصّاد نما ز بازویش گویی

راه از پی خون گشاده شریان را

یا بس که گزیده حور از شوخی

خون جسته ز ساق پای غلمان را

یا دوخته تکمه های یاقوتی

خیاط به جیب جامه سلطان را

یا ماه من از دو چهره و گیسوی

دربان بهشت کرده شیطان را

زلف سیهت بر آن رخ روشن

کفریست که حامی است ایمان را

ماهی است کنون که من ز شهر خویش

زین برزده ام به پشت یکران را

مهمیز ز دستم از پی رفتار

آن صاعقه سیر برق جولان را

گه سفته به نعل سنگ کهساران

گه رفته به موی دم بیابان را

گه رفته به قله ای که از رفعت

جا تنگ نموده عرش یزدان را

ای بس شب قیرگون که از حیرت

گم گشت ره مدار دوران را

ای بس شب تیره کاندرو دستم

نشناخت ز آستین گریبان را

ده ناخن من نکرد بر رخ فرق

از پلک دو چشم موی مژگان را

صد بار به سینه دست مالیدم

بر سینه نیافتم دو پستان را

پروانه صفت دلم در آن شبها

با شمع رخ تو بست پیمان را

وز آرزوی لبت در آن ظلمات

جستم چو سکندر آب حیوان را

القصه من ای پری به یاد تو

کردم یله کشور سلیمان را

چون کشته ی خشک تشنه ی آبم

سیراب کن ای سحاب عطشان را

آن باده ی ناب ده که پنداری

با لاله سرشته اند ریحان را

بر طور تجلی ار کند نورش

از هوش برد کلیم عمران را

گر خوانچه ی ما ز نقل رنگین نیست

رنگین سازم ز خون دل خوان را

در دیگ طلب به آتش سودا

بریان کنم ای پسر دل و جان را

لیکن مزه ی شراب شورابست

وین نکته مسلم است مستان را

در من نمکی چنانکه باید نیست

بگشا تو ز لب سر نمکدان را

زان خال سیاه و لعل شورانگیز

پلپل نمکی بپاش بریان را

نی نی دل و جان مرا به کار آید

بریان نکنم برای جانان را

دل باید و جان که تا توانم کرد

مدح از دل و جان سلیل سلطان را

شهزاده علیقلی که شمشیرش

درهم شکند چو شیر میدان را

از لوح ضمیر او قضا خواند

دیباچه ی رازهای پنهان را

در جامه ی قَدر او قَدَر بیند

نه چرخ و سه فرع و چارارکان را

برهم دوزد چو دیده ی شاهین

از مار خدنگ کام ثعبان را

ای کوفته سر ستاره را گرزت

زانگونه که زخم پتک سندان را

چون صاعقه کابر را ز هم درّد

تیغ تو برد به رزم خفتان را

اندر خبر است کایزد از قدرت

بر صورت خود نگاشت انسان را

اقرارکند بدین خبر هر کاو

بیند به رخ تو فر یزدان را

آن روزکه هستی از تو شد کامل

سرمایه به باد رفت نقصان را

در حفظ تو هست نقش هر معنی

جز رسم و اثر که نیست نسیان را

در ملک جلالت آنچه خواهی هست

جز نام و نشان که نیست پایان را

شمشیر تو کوه را ز هم درّد

زآنگونه که ماهتاب کتان را

رونق برد از کمال شیوایی

یک بیت تو صد هزار دیوان را

هر گه که به قصد بزم بنشینی

بینند پر از نشاط ایوان را

وانگه که به عزم رزم برخیزی

یابند پر از نهنگ میدان را

با فسحت عرصه ی جلال تو

تنگ است مجال ملک امکان را

با نعمت سفره ی نوال تو

خرد است نعیم باغ رضوان را

در حشر ز بیم تو گنهکاران

با سر سپرند راه نیران را

احسان تو را چه شکر گوید کس

کز جود تو شکرهاست احسان را

از طوفان‌کی بلرزدت اندام

کز وهم تو لرزهاست طوفان را

با جود تو مور ازین سپس ننهد

در خاک ذخیره ی زمستان را

سوده است مگر عطارد کلکت

بر جای مداد جرم کیوان را

کاندر سخن تو رفعت کیوان

آید به نظر همی سخندان را

زانسان که فلک اسیر حکم توست

گویی نبود اسیر چوگان را

از رشک کفت چو لعل رمانی

خون در جگر است درّ عمان را

آورده سحاب دست درپاشت

نی سان به خروش ابر نیسان را

وز حسرت دود مطبخ خوانت

چشمی است پر آب ابر آبان را

از بس که رساست جامه ی قَدرت

گسترده به عرش و فرش دامان را

تا با رخ یار نسبتی باشد

هر سال به فضل گل گلستان را

تا محشر نسبت غلامی باد

با خاک ره تو چرخ گردان را

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤