اشعار عفت نظری - ادبستان شعر پارسی ❤️

اشعار عفت نظری

اشعار عفت نظری

اشعار عفت نظری


خوب است که بی قرارتر برگردد

دلخون برود انارتر برگردد

پاییز که اندیشه ی رویش دارد

باید برود بهارتر برگردد

*****

کفر است کنار مذهبم می سوزد

روزی که نبینمت شبم می سوزد

از بس که تنور عشق تو سوزان است

لبخند رسیده بر لبم می سوزد

*****

از پچ پچ این زنان بدم می آید

لرزه به تمام بدنم می آید

پشت سر من حرف زدند و رفتند

از هر چه بترسم به سرم می آید

*****

از گوشه و این کنارها می آمد

در کوچه صدای تارها می آمد

یکباره درخت از خواب پرید

سمفونی کوچ سارها  می آمد

*****

بارید و تار و پود  را با خود برد

یک غنچه ی رو کبود را با خود برد

قربانی فقر تنگدستی بودیم

سیل آمد و هر چه  بود را با خود برد


اشعار سنتی – ادبستان شعر پارسی


واژگان کلیدی : اشعار نمونه شعر شاعر شعرهای شعری از یک شعر از رباعی رباعیات .

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤