
میرزاده عشقی – ادبیات جدید و کلاسیک – ادبیات کلاسیک
غزلیات و قصاید – شماره 22
در لباس دین
ای صدرنشینان که همه مصدر دینید
“صدر” ار ز میان رفت، شما صدر نشینید (1)
امروز نشینید بر این مسند و فرداست
کز ذیل گرفته، همه با صدر قرینید
عمر این دو سه روز است که هر روز به آن روز
گویید نه عمر است، و پی روز پسینید
سنجید که عمر این دو سه روز است ولی کی
آن روز، کز آن بعد “دگرروز” نبینید
ای زمره ی انگشت نما گشته به تقوی
در حلقه ی مردان خدا، همچو نگینید
امروز که بنشسته به صدرید به دنیا
فرداست که در صفحه “فردوس برینید”
ای رتبه شما راست به دنیا و به عقبی
زیرا که شما حافظ این دین مبینید
از پرتو دین هر دو جهانست شما را
دین گر ز میان رفت نه آنید و نه اینید
بنشسته همی دشمن آیین به کمینتان
پرسم ز شما هیچ شما هم به کمینید؟
من مردم “عشقم” ز چه رو غمخور دینم؟
این غصه شماراست شما حافظ دینید؟
واژگان دشوار : 1-عشقی این شعر را در مرگ صدرالعلماء سروده است.



